محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2491

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ولايتدارى محمد بن ابى بكر در مصر حارث بن كعب والبى ازدى به نقل از پدرش گويد : على همراه محمد بن ابى بكر نامه اى براى مردم مصر نوشت و چون نامه را به قيس داد گفت : « امير مؤمنان را چه مىشود ، چه چيز او را تغيير داده ، آيا كسى ميان من و او دخالت كرده ؟ » گفت : « نه و اين حكومت حكومت تو است . » گفت : « نه به خدا يك ساعت با تو نمىمانم » و از عزل خويش خشمگين شد و از مصر برون شد و راه مدينه گرفت و چون به آنجا رسيد حسان بن ثابت به شماتت پيش وى آمد . حسان عثمانى بود ، به دو گفت : « عثمان را كشتى و على معزولت كرد ، گناه بر تو بماند و حقشناسى نديدى . » قيس بن سعد به دو گفت : « اى كور دل و ديده ! به خدا اگر بيم اين نبود كه ميان عشيرهء من و تو جنگ افتد گردنت را ميزدم ، از پيش من برو . » گويد : آنگاه قيس با سهل بن حنيف پيش على رفتند و قيس خبرها را بگفت و على تصديق وى كرد ، پس از آن قيس و سهل با على در صفين حضور يافتند . زهرى گويد : محمد بن ابى بكر سوى مصر آمد و قيس برون شد و سوى مدينه رفت . مروان و اسود بن ابى البخترى او را بيم دادند و ترسيد كه بگيرندش يا بكشند و بر مركب نشست و پيش على رفت . معاويه كس پيش مروان و اسود فرستاد و ابراز خشم كرد و پيغام داد : « قيس بن سعد و رأى و اعتبار وى را به كمك على فرستاديد ، به خدا اگر يكصد هزار جنگاور بكمك او فرستاده بوديد مرا چنين به خشم نمىآورد كه قيس بن سعد را پيش على فرستاديد . » گويد : قيس پيش على آمد و چون قضيه را با وى بگفت و خبر قتل محمد بن -